close
چت روم
Code center
کتاب گفتگوهای من با شاه
https://telegram.me/CentralSky


عضو شوید


نام کاربری :
رمز عبور :

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
:: برای اطلاع از بروزرسانی کتابخانه الکترونیکی در خبرنامه عضو شوید تا جدیدترین مطالب به ایمیل شما ارسال شود:

نرم افزار مشاهده ی فایل های PDF

Foxit Reader :: یک نرم افزار ساده و بسیار سبک جهت باز کردن فایلهای با فرمت PDF و با به اصطلاح فارسی کتابهای الکترونیکی میباشد. این نرم افزار 450 میلیون کاربر فعال در سراسر جهان دارد و به دلیل سبکی و راحتی برنامه، کاربران آن را به هر نرم افزار مشابه دیگری ترجیح میدهند. جهت دانلود این نرم افزار بر روی آیکن زیر کلیک کنید.

تبلیغات

آمار مطالب

:: کل مطالب : 84
:: کل نظرات : 91

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 114

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 7
:: باردید دیروز : 5
:: بازدید هفته : 12
:: بازدید ماه : 330
:: بازدید سال : 4,739
:: بازدید کلی : 29,633

RSS

قدرت گرفته از
Rozblog.Com

تنها حامی ما
دبیرستان پسرانه سما
(منطقه۵-واحد اراک)

سامانه پیام کوتاه
501345 1333 5000
جهت عضویت عدد ۱ را ارسال نمایید.

تبلیغات
https://telegram.me/CentralSky
کتاب گفتگوهای من با شاه
چهارشنبه 20 فروردين 1393 ساعت 13:7 | نوشته ‌شده به دست یار مهربان

نام کتاب :  گفتگوهای من با شاه

نویسنده :  ع‍ب‍دال‍رض‍ا ه‍وش‍ن‍گ‌ م‍ه‍دوی‌

زبان کتاب :  پارسی

تعداد صفحه :  ۴۳۷

قالب کتاب : PDF

حجم فایل :  ۴,۱۶۰ کیلوبایت

توضیحات : …شام در کاخ ملکه ی مادر . شاه بسیار سرحال و شنگول بود . در میان میهمانان ، سپهبد یزدان پناه هم حضور داشت که رئیس بازرسی شاهنشاهی است ، و اشاره کرد که اخیرا شکایت ها کمتر شده ، که حاکی از رضایت مردم از دولت است . من گفتم : شاید هم به سادگی به این نتیجه رسیده اند که چون شکایت هایشان به جایی نمی رسد ، دست از شکایت برداشته اند . نه شاه و نه یزدان پناه هیچ کدام شوخی را نگرفتند ، ولی من خوشحالم که حرف دلم را زدم ، اقلا چشم و گوش شاه را باز می کند. به شاه گفتم با وجود این که موقعیت مناسب حرف های خنده دار نیست ولی ناچارم واقعه ی مضحکی را که دیشب در دفتر نمایندگی اسرائیل رخ داده گزارش کنم. و آن عبارت از این بود که من مشغول گفتگو با رئیس ستاد ارتش اسرائیل بودم و درباره ی پیشرفت های ایران حرف می زدیم که ناگهان ارتشبد ازهاری مثل خروس بی محل پرید میان حرف ما وگفت در این جا هر پیشرفتی که انجام گرفته یک علت داشته و آن هم این که همه مثل سگ از شاه می ترسند . اگر کسی دستوری را که او داده انجام ندهد حسابش با کرام الکاتبین است. شاه گفت : خوب اشکال این حرف چیست ؟ ناچار شدم بگویم ترس و وحشت جانشین درستی برای میهن پرستی و انجام وظیفه نیست . شاه گفت : باز هم نمی دانم کجای حرف او اشکال داشته ، که به روشنی منظورش این بود در آینده بهتر است نظریاتم را برای خودم نگاه دارم …



:: موضوعات مرتبط: تاریخ , ایران , عمومی ,
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 10
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

تصویر ثابت